تبلیغات
سینما اندیشه 3 - بیوگرافی سرگئی پاراجانف Sergei Parajanov

سینما اندیشه 3

زندگینامه کارگردانهای شاخص

 

بیوگرافی سرگئی پاراجانف Sergei Parajanov

 

نوع مطلب :سرگئی پاراجانف ،

نوشته شده توسط:سینما اندیشه 3

 

بیوگرافی سرگئی پاراجانف  Sergei Parajanov

آنتونیونی، فلینی، تارکوفسکی و گدار با نگرش و شیوه های متفاوت بیان سینمایی شان، همگی همواره پاراجانف و سینمای شخصی اش را در طول تاریخ تحسین کرده اند. به هر حال در این مورد که سینمای پاراجانف پدیده یی بی نظیر و قابل تامل است، بحث و شکی نیست و سوای هر نوع ارزشگذاری، آن چیز که بیشتر اهمیت دارد، دیده شدن و بحث در مورد این نوع سینما است. سینمایی که در کشور ما هم طرفداران زیادی دارد، در جشنواره فیلم فجر مرتباً مرور می شود و کارگردان فیلمی چون آتش سبز خود را وامدار او می داند. چندی پیش دی وی دی چهار فیلم بیشتر شناخته شده و سرشناس پاراجانف تهیه و تولید شد که همگی از کیفیت بهتر و کاملاً متمایزی نسبت به نسخه های قبلی برخوردار هستند و این موضوع اکنون بهانه مناسبی برای بازپرداخت و بررسی سینمای این فیلمساز متعهد است.

سینمای روسیه مهم ترین مصداق برای سمت و سودهی سیاسی به هنر است؛ چه فیلمی همگرا با ایده های سوسیالیستی مانند «مادر» (MAT) پودوفکین، و چه سینمای شخصی و در عین حال اعتراض گونه تارکوفسکی و پاراجانف و نیز چه رویکرد نوین پس از سقوط سوسیالیسم در کارهای کارگردانان جوانی چون پاول چوخرای یا سرگئی کراوچوک.

در این میان تلقی تارکوفسکی و پاراجانف از سینما، در تاریخ سینما کاملاً یکه است. پیش زمینه نقاشی گرایانه و شعر گونگی این دو، به خصوص ادبیات محوری تمام بصری سینمای تارکوفسکی و بازنماییً مبتنی بر نقاشی سینمای پاراجانف به نوعی اضلاع مثلثی را می سازند که ضلع سومش کسی جز پازولینی نیست؛ هر چند با داشتن اشتراکات معنایی و بصری، هر یک سینمای کاملاً منفرد و خاص خویش را دارند. جدای از توازی نوعی نگرش تارکوفسکی و پاراجانف، پاراجانف چنان که خود مدعی است آثارش متاثر از آرا و آثار پازولینی است هر چند جایی گفته است من تمام آن چه نشان داده ام و هستم همگی متاثر از فیلم «کودکی ایوان» تارکوفسکی است.

گر چه بیش از ۱۵ سال از مرگ کارگردان ارمنی روسیه سرگئی پاراجانف می گذرد و بارها از وی به عنوان یکی از نوابغ مهم سینمای شوروی و گاه جهان یاد شده است ولی گویا بر خلاف دوست و هم قطار روسی اش، تارکوفسکی، کتاب مدون، کامل و پرداخته شده یی درباره او و کارهایش در دسترس نیست و هیچ گونه تلاش و رویکردی به منظور بازبینی و ترسیم پرسپکتیوی تازه درباره آثارش تاکنون صورت نگرفته است وهیچ اشاره دقیقی به ارتباط تنگاتنگ او با هنر نشده است. هر چند گاه گداری نمایشگاهی از آثار ترسیمی او، آن هم در ابعاد کوچک بر پا می شود. از سوی دیگر حتی متخصصان و اهل فن حوزه سینما وقتی درباره کارهای او قرار است سخن بگویند به نتایجی مبهم و سربسته می رسند؛ «از لحاظ بصری شگفتی آفرین است اما مبهم و مجهول، لیکن هم چنان ارزش دیدن دارد....» شاید این مهم ترین علت اساسی مهجور ماندن نام پاراجانف است.

● زندگی سینمایی سرگئی پاراجانف

سرگئی پاراجانف ۹ ژانویه ۱۹۲۴ در شهر تفلیس در یک خانواده ارمنی به دنیا آمد. در سال ۱۹۴۵ تحت نظر ایگور ساوچنکو با سینما و کارگردانی آشنا شد. در سال ۱۹۵۲ در استودیوی فیلم الکساندر داوژنکو، در شهر کی یف شروع به کار کرد، در همین استودیو بود که به عنوان تهیه کننده ـ کارگردان و با همکاری یاکوف بازلیان فیلم «آندریش» را تهیه و تولید کرد. (۱۹۵۵) سرگئی پاراجانف در استودیوی داوژنکو، به ساخت یک تریلوژی پرداخت که علیه قوانین واقع گرایانه سوسیالیستی بود؛«اولین رفیق» (۱۹۵۹)، «راپسودی اوکراینی» (۱۹۶۱) و «گل روی سنگ» (۱۹۶۲).

در سال ۱۹۶۴، فیلم بعدی اش «سایه های نیاکان فراموش شده»، نوعی غوغا و بلواآفرینی علیه اصول رئالیستی حکومت سوسیالیستی شوروی و رگه های آن در سینمای شوروی تلقی شد و برای پاراجانف شهرت جهانی به همراه آورد. با وجود کسب جوایز متعدد بین المللی نمایش آن در شوروی ممنوع شد.

به خاطر بازداشت برخی از روشنفکران و شاعران اوکراینی، سرگئی پاراجانف در سال ۱۹۶۵ فیلمی مستند درباره «هاکوپ هاوانتانیان» ساخت؛ یک نقاش چهره نگار ارمنی که در تفلیس زندگی و کار می کرد، البته گویا دیگر از این فیلم نسخه یی در دسترس نیست. (مانند فیلمی مستند درباره سایات نوا ساخته پاراجانف، که گویا تنها ۲۰ دقیقه از آن توسط سرگئی یوتکوویچ پس از مصادره اموال پاراجانف توسط دولت ویرایش شده و در فیلم «رنگ انار» (۱۹۶۲) استفاده شده است.) پاراجانف نیز خود مدعی بود که «هیچ نسخه اصلی از فیلم های من دیگر وجود ندارد».

پاراجانف در سال ۱۹۶۸ در استودیوی «آرمن فیلم»، فیلم رنگ انار (سایات نوا) را ساخت که در آن اصول هنری و زیبا شناختی سینمای خود را به حد اعلا رسانید. حکومت شوروی برای نمایش آن محدودیت هایی وضع کرد و حتی از نمایش و انتشار جهانی آن جلوگیری به عمل آورد، ویرایش هایی روی آن توسط یوتکوویچ صورت گرفت و در نهایت فیلم در ارمنستان به نمایش درآمد.

در سال ۱۹۷۳، حین ساخت «معجزه یی در اïدسا»، که به زندگی هانس کریستین اندرسن اختصاص داشت، پاراجانف از طرف دادگاه کی یف به ۵ سال زندان محکوم شد؛ به واسطه دلایل واهی متعددی که بیشتر در جهت تخریب شخصیت وی به او نسبت داده شده بود.

در سال ۱۹۷۷، تحت فشار جامعه جهانی فیلمسازان، پاراجانف از زندان آزاد و در تفلیس ساکن شد. در سال ۱۹۸۲، پاراجانف مجدداً به زندان افتاد و پس از ۱۱ ماه از اتهاماتش مبرا و آزاد شد. از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۸، پاراجانف در استودیوی Gruzia film در تفلیس کار فیلمسازی را از سر گرفت و نام پاراجانف بعد از ۱۵ سال از لیست سیاه، آن هم به واسطه ضمانت ادوارد شواردنادزه نخستین دبیرکل حزب کمونیست گرجستان خارج شد. او در این فاصله فیلم های بلند مطرحی همچون؛ «افسانه قلعه سورام» (۱۹۸۴) و «آرابسک براساس جانمایه یی از پیروسمانی» (۱۹۸۶) و «عاشق غریب» (۱۹۸۸) را ساخت.

پاراجانف در اغلب فیلم هایش، خود فیلمنامه نویس بوده. از او چیزی حدود ۲۰ نوشته اصلی به جای مانده است که هیچ کدام به فیلم تبدیل نشده اند.

زبان سینمایی که توسط پاراجانف خلق شد همواره مورد تقدیر و ستایش معاصرانش بود. کارهای هنری متنوعی که علاوه بر فیلمسازی به آنها پرداخته بود، هویت هنری او را به مقامی استعلایی می رساند؛ کلاژها، نقاشی ها، عکس ها و ترکیب بندی ها، سرامیک ها، و عروسک ها، که همگی آنها حاکی از ذات عمیقاً هنری اوست. در سال ۱۹۸۵ از کارهای هنری اش، نمایشگاهی در تفلیس و در موزه هنر محلی ارمنستان به نمایش درآمد.

در چهارم ژوئن ۱۹۸۹ در خانه موروثی اش در تفلیس، به ساخت فیلمی به سبک زندگینامه خودنوشت (اتوبیوگرافیکال) با نام «اعتراف» مشغول شد. سه روز پس از شروع کار، به دلیل مشکل تنفسی به بیمارستان منتقل شد و حتی با عمل جراحی که در مسکو صورت گرفت، اوضاع جسمانی وی وخیم و وخیم تر شد، به پاریس منتقل شد و درمان در آنجا هم نتوانست پاراجانف را نجات دهد و سرگئی پاراجانف در ۲۰ جولای ۱۹۹۰ و در ۶۶ سالگی، بر اثر سرطان ریه در ایروان درگذشت.

● در خاطره زیبایی

در سال ۱۹۶۸در مقاله یی نوشته پاراجانف که در «فیلم کامنت» چاپ شد، پاراجانف درباره فیلم «سایه نیاکان فراموش شده» می نویسد؛ «تعلق خاطر ما به طبقه بندی های ثابت فیلم ها ما را عقیم خواهد ساخت.» از سوی دیگر پاراجانف همواره ارادت خویش را به سینمای تارکوفسکی ابراز کرده و بارها گفته است که؛ «بدون فیلم «کودکی ایوان» من هیچ فیلمی نمی توانستم بسازم.» لذا آن چنان که به نظر می آید؛ پاراجانف اسلوب های نوین ادراک و شناخت را همراه با بازتاب و انعکاس زندگی خود، در نوعی اشتراک بصری با زبان شاعرانه آندری تارکوفسکی قرار می دهد. در جایی دیگر می گوید؛ «تارکوفسکی بیست سال از من کوچک تر بود ولی او استاد و مربی من است. تارکوفسکی در نخستین فیلمش ـ کودکی ایوان ـ از تصاویر رویاها و خاطرات برای نمایش استعاره و کنایه بهره گرفته بود. او در کشف رمز اشارات شاعرانه یاری ام کرد. با مطالعه تارکوفسکی من به نوعی تثبیت در خویش دست یافتم.»

آندری تارکوفسکی نیز درباره پاراجانف و فیلم هایش گفته است؛ «همواره با توجه و علاقه بسیار فیلم های سرگئی را می دیدم، کسی که من بیش از هر کسی به او، شیوه تفکرش، شاعرانگی پارادوکسیکال اش علاقه مندم. قابلیت عشق ورزیدن به زیبایی و آزادی صرف در بینش اش کاملاً حضور دارد.»

در واقع این روح پرشعف و ملتهب پاراجانف برای درک جدیدی از هستی و پیرامونش بود که او را به این درجه از اهمیت رسانید. این چنین است که گدار درباره پاراجانف می گوید؛ «در سینما معبدی است که در آن تصاویر، نور و واقعیت حضور دارند. پاراجانف ارباب این معبد است.»

● به سوی جهنم و بازگشت؛ پاراجانف و داستایوفسکی در زندان

پاراجانف؛ «زندگینامه؟ من چیز دقیقی از زندگینامه ام به یاد نمی آورم. زندگینامه من درد است، با فرمی ابدی.»

پاراجانف به واسطه اتهامات ناروا و جعلی توسط جماهیر شوروی بازداشت شد و چیزی حدود ۱۵ سال را در یکی از مخوف ترین و فاجعه بارترین کمپ های زندان های اوکراین در تنهایی و تاریکی به سر برد. در این مدت نیز خانه موروثی اش که در قدیمی ترین خیابان تفلیس قرار داشت از طرف دولت مصادره شد. با این حال سال ها بعد پاراجانف مدعی شد که این سال های کثیف بهترین دوران زندگی من بود و به او نوعی «بی مرگی عجیب» داده اند. سال ها پیش نیز نویسنده روس «فئودور داستایوفسکی» به دلایل سیاسی محکوم به مرگ شد. درست پیش از اعدام، تزار حکم را به هشت سال زندان در سیبری، و سپس به چهار سال تغییر داد. داستایوفسکی در موقعیتی مشابه با پاراجانف، به نوعی خود شناسی و خودیابی دست یافت. آنچه داستایوفسکی از مردمان بیگانه با او، و حتی بیگانه با انسانیت کسب کرد، توجه به شرایط روحی انسان بود. چنین ملاحظه یی عظیم از وی هنرمندی جاودان ساخت.

پاراجانف در دوران زندان، قویاً به جدال برای استیلا بر واقعیت ستم پیشه محیط اش برخاست؛ آنچه بیش از هر عاملی، مسبب معرفی او به جهانیان شد. پاراجانف در زندان علاوه بر آموختن نوعی از نقاشی فلئوریسم به نوشتن و به تصویر در آوردن تجربیات آموخته در زندانش پرداخت. یکی از آن آثار «منطقه؛ دریاچه سوآن» بود که توسط فیلمبردارش «یوری ایلینکو» به صورت فیلم درآمد. او در این مدت و پس از آزاد شدن چیزی بالغ بر ۶۰۰ اثر هنری در قالب های مختلف بر جای گذاشت.

● زندگی، ماورای منطقه

منطقه عنوانی است که پاراجانف به زندان خویش داده است؛ جایی که او مهم ترین و مصیبت بارترین لحظات عمرش را سپری کرد. پاراجانف با وجود داشتن دیابت و ناراحتی قلبی، به کاهن و موبد این زندان تبدیل شد. (تارکوفسکی متاثر از آن در فیلم «استاکر» به کنایه از منطقه صحبت می کند.)

تارکوفسکی طی دیداری که با پاراجانف داشته از وی می خواهد آنچه را که او (تارکوفسکی) به عنوان کارگردان نیازمندش است به او بگوید. پاراجانف پاسخ می دهد؛ «تو فاقد یک سال زندگی در هولناک ترین زندان های شوروی هستی. نه یک زندان معمولی، یک زندان مخوف،.... تو کارگردانی بزرگ هستی اما پاسخ من به تو، نداشتن بصیرتی متاثر از آن چنان موقعیتی است.»

این چنین توصیه هایی در سال های آخرین زندگی پاراجانف به وفور دیده می شود. ریشه چنین توصیه ها و سفارشاتی بر می گردد به عوامل تداعی کننده موقعیت هایی چون منطقه، که کنش و واکنش روحانی و روانی هنرمند را برای مدت زمان زیادی سوق و جهت می دهد. گفته می شود در اتاقی در موزه ارمنستان، تصاویر و نقاشی هایی از چهره پاراجانف، کار خود پاراجانف وجود دارد، که نام این اتاق را خودش «اتاق سرنوشت من» گذاشته است.

فیلم های پاراجانف، تصویری مبهم و زمخت از تفکر در باب «شهادت و شکنجه» است؛ افسانه قلعه سورام او، فیلمی سرگردان و پرابهام است همچون «ایثار» تارکوفسکی. «رنگ انار» که پیش از بازداشت او ساخته شده نیز تصویرگر شاعرانگی شاعر و خنیاگر شهیر ارمنی «سایات نوا» است.

● نامه هایی به منطقه

در دوره یی که پاراجانف در زندان به سر می برد، اشخاص مختلف و متعددی برای او نامه ارسال می کردند و پاراجانف تا آنجا که توانسته آنها را حفظ کرده و متن آنها در دسترس است. از جمله کسانی که در این مدت با وی در مکاتبه بوده اند، می توان آندری تارکوفسکی، لیلی بریک، واسیلی کاتانیان، یوری لوبیموف، کیرا موراتووا، واسیلی شوکشین و امیل لوتیا نو را نام برد.

● متن زیر نامه یی از تارکوفسکی به پاراجانف است؛

۱۸اکتبر ۱۹۷۴

سریوژای عزیز،

حق با توست، مرگ واسیا (واسیلی شوکشین در ۲ اکتبر ۱۹۷۴)، عامل و حلقه یی بود برای اتحاد و اتصال ما با یکدیگر. اینجا ما همه فقدان تو را احساس می کنیم، عشق و علاقه بسیار به تو ما را در انتظار تو نگه داشته است.

سلامتی ات چطور است؟

آیا می توانی کتابی بخوانی؟ به کتاب دسترسی داری؟

هر آنچه را که می توانم برایت انجام دهم، برایم بنویس.

اینجا در مسکو همه چیز مثل سابق است. غفیلمف آینه من تا نیم سال دیگر در توقیف است. اکنون امیدوارم که امروز یا فردا آنها آزادش کنند، من دیگر بی نهایت از این روند و سیستم بوروکراتیک پیرامونم خسته شده ام.

من در حال گذراندن زمستان در کنار رودخانه «اïکا» هستم.

تو خوب می دانی هر کسی در مسکو از دیدن تجربه حماسی گونه ات مات و مبهوت و متحیر می شود.

خیلی عجیب و غریب است اینکه چگونه ما به خودمان اجازه می دهیم عاشق یکدیگر شویم، ما در انتظار انقلاب و تحولی ناگفته برای رخ دادن هستیم. و اینجا، به واقع، هیچ پیامبری وجود ندارد که در جهان شخصی خودش هم پذیرفته شود. تنها چیزی که من به آن ایمان دارم اسطوره و پهلوان گرایی تو است که نجات بخش تو می گردد. برای همه، تو انسانی نابغه و هو شمند هستی و انسان های نابغه همگی قوی اند.

برای تو بهترین چیزها را که به روحت استحکام و قدرت می بخشند، آرزو می کنم.

تو را در آغوشم می فشارم، دوست عزیز،

لاریسا سلام می رساند و گالاشیبانووا بهترین ها را برایت آرزو می کند.

دوست تو آندری تارکوفسکی

 

منبع:سایت آفتاب

 

مجموعه آثار پاراجانف موجود است

لیست کامل آثار موجود را می توانید از  اینجا  دانلود کنید



How do you get taller?
1396/07/1 18:54
I was recommended this blog by my cousin. I'm not sure whether this post is written by him as nobody else know such detailed about my trouble.

You are wonderful! Thanks!
foot problems
1396/06/26 07:28
Hi would you mind letting me know which webhost you're using?
I've loaded your blog in 3 different internet browsers and I must say this blog loads a lot faster then most.
Can you recommend a good hosting provider at a honest price?
Thank you, I appreciate it!
What is leg length discrepancy?
1396/05/17 09:02
I couldn't refrain from commenting. Perfectly written!
Foot Pain
1396/05/15 23:45
Wow, amazing blog layout! How long have you been blogging for?

you make blogging look easy. The overall look of your web site is wonderful, let alone
the content!
How do you treat Achilles tendonitis?
1396/05/3 21:41
Hi there would you mind letting me know which hosting company you're working with?
I've loaded your blog in 3 different internet browsers and I must
say this blog loads a lot faster then most. Can you suggest a good web hosting provider at a fair price?
Thanks a lot, I appreciate it!
manicure
1396/01/20 17:45
My brother suggested I may like this blog.

He used to be entirely right. This post actually made my
day. You cann't consider just how much time I had spent for
this information! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر